لغت نامه دهخدا
پیوسته ظفر. [ پ َ / پ ِ وَ ت َ / ت ِ ظَ ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه همواره مظفر است و پیروز:
کامران باد همه ساله و پیوسته ظفر
بخت پاینده و دل زنده و دولت برناه.فرخی.
پیوسته ظفر. [ پ َ / پ ِ وَ ت َ / ت ِ ظَ ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه همواره مظفر است و پیروز:
کامران باد همه ساله و پیوسته ظفر
بخت پاینده و دل زنده و دولت برناه.فرخی.
( صفت ) آنکه همواره پیروز است کسی که همیشه مظفر است: کامران باد همه ساله و پیوسته ظفر بخت پاینده و دل تازه و دولت برنائ. ( فرخی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظفر بیامد و پیوسته گشت با پیکان در آن میان که جدا شد ز شست او سوفار