پیمان کشیدن
مترادفها
عهد بستن، پیمان بستن
متضادها
پیمان شکستن
لغت نامه دهخدا
پیمان کشیدن. [ پ َ / پ ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) پیمانه کشیدن. باده نوشیدن. صاحب آنندراج آرد که در شعر ذیل از محمد زمان راسخ:
ز سرها سجده طاعت بریده
ز هر پیمانه پیمانی کشیده.
به معنی گرفته آمده و اما غریب است. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پیمانه کشیدن شراب خوردن: ز سرها سجد. طاعت بریده ز هر پیمانه پیمانی کشیده. ( محمد زمان راسخ )
جمله سازی با پیمان کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشیدن کمان است پیمان شاه چو بوداین چه بایست گنج و سپاه