ساغرکشی

لغت نامه دهخدا

ساغرکشی. [ غ َ ک َ/ ک ِ ] ( حامص مرکب ) ساغر خوردن. ( آنندراج ) ( استینگاس ). باده کشیدن. جام کشیدن. می کشیدن. ساغر زدن. ساغر نوشیدن. باده پیمودن. باده نوشیدن. باده خوردن. صراحی کشیدن. پیاله زدن. پیاله کشیدن. پیاله نوشیدن. پیمانه زدن. پیمانه کشیدن. شراب زدن. شراب خوردن. شراب نوشیدن. می زدن. می خوردن. می نوشیدن:
گرباده می نگیرم بر من مگیر جانا
من خون خورم نه باده من غم کشم نه ساغر.خاقانی.عالم همه جور است بر او رو درکش
خورشیدرخی طلب کن و ساغرکش
گر جور همی بری هم از ساغر بر
ور ناز همی کشی هم از دلبرکش.رفیع لنبانی.خیز تا امروز با هم ساغر صهبا کشیم
خویش را دامن کشان تا دامن صحرا کشیم
کس چرا از دست دنیا ساغر محنت کشد
ساغری گیریم و دست از محنت دنیا کشیم.هلالی استرآبادی.میکشم ساغر بدلتنگی حلالم باد اسیر
گلشنی دارم که زندان می نماید در نظر.جلال اسیر ( از آنندراج ).اگر دشمن کشد ساغر و گر دوست
به طاق ابروی مردانه اوست.شانی تکلو.

فرهنگ معین

( ~. کِ ) (حامص. ) میخوارگی.

فرهنگ فارسی

باده نوشی پیمانه کشی.

ویکی واژه

میخوارگی.

جمله سازی با ساغرکشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درین میخانه‌تا ساغرکشی ساز ندامت‌کن گلوی بسملی می‌افشرد خندیدن مینا

💡 خشکی خمیازه بر یاران پسندیدن تری‌ست عالم آب است اگر ساغرکشی تنها مکش

💡 خمار، آفت‌کشیها دارد از ساغرکشی بگذر که می‌اندیشم از خمیازه در کام نهنگ آیی

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز