پیغام دار

لغت نامه دهخدا

پیغام دار. [ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب )که پیغام دارد. حامل پیغام. پیغام آور:
چو آورد پیش سکندر نهاد
به پیغام داران زبان برگشاد.نظامی.

فرهنگ عمید

کسی که پیامی با خود دارد، حامل پیغام، دارندۀ پیغام.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که پیغام دارد حامل پیغام پیغام آور: چو آورد پیش سکندر نهاد به پیغام داران زبان بر گشاد. ( نظامی )

جمله سازی با پیغام دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اشارت چنان آمد از شهریار که پیغامی ار نیک داری بیار

💡 فَاسْتَمْسِکْ بِالَّذِی أُوحِیَ إِلَیْکَ، سخت دار و دست محکم در این پیغام زن که بتو فرستادم، إِنَّکَ عَلی‌ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ (۴۳) که تو بر راه راستی.

💡 برج‌هایی مانند فانوس‌های دریایی، برج‌های زنگ دار و برج‌های پیغام رسان، برای ارتباط در فاصله‌های دور تر مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند.

💡 تعظیم پیام دل آگاه نگه دار پیغام دل خویش مگو آه نگه دار