لغت نامه دهخدا
پیشخدمت باشی. [ خ ِ م َ ] ( اِ مرکب ) رئیس پیشخدمتان. مهتر خدمتکاران.
پیشخدمت باشی. [ خ ِ م َ ] ( اِ مرکب ) رئیس پیشخدمتان. مهتر خدمتکاران.
( صفت اسم ) رئیس پیشخدمتان مهتر خدمتکارانرئیس خدام.یاپیشخدمت باشی سلام. منصبی در عهد قاجاریه که صاحب آن مامور تنظیم امور سالم و تشریفات بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی فرزند عبدالله خان ناظم السلطنه بود. در ابتدا از غلام بچه (خانه شاگرد)های اندرونی ناصرالدین شاه بود. در ۱۳۰۴ه.ق به پیشخدمت باشیگری ارتقا یافت.
💡 پدربزرگ او میرزا ملابابا کلیمی اصفهانی و پدرش آقا اسماعیل جدیدالاسلام بود. آقا اسماعیل از رجال دربار و پیشخدمت باشی سلام و رئیس تشریفات مراسم سلام فتحعلیشاه، محمدشاه و ناصرالدینشاه بود که از خانواده یهودی بودند که به اسلام گرویده بودند و به همین دلیل جدیدالاسلام نامیده میشدند. میرزا علینقی نیز در شانزده سالگی به پیشخدمت حضوری رسید. او در دارالفنون به تحصیل پرداخت و از فارغالتحصیلان اولین دوره پزشکی دارالفنون بود.