پیش کنار
مترادفها
کنار، جلو
لغت نامه دهخدا
پیش کنار.[ ک َ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان سنگر کهدمات بخش مرکزی شهرستان رشت. واقع در 18 هزارگزی جنوب خاوری رشت و 5 هزارگزی جنوب خاور دوشنبه بازار. جلگه، معتدل مرطوب، دارای 1266 تن سکنه. آب آن از غازیان رود از سفیدرود. محصول آنجا برنج و ابریشم. شغل اهالی آنجا زراعت و راه آن مالروست. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی جزئ دهستان سنگر کهدمات بخش مرکزی شهرستان رشت
جمله سازی با پیش کنار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیش از خشکسالیهای اخیر، مردم در کنار کشتوکار، مالداری/ دامداری نیز داشتند، اکنون نیز برخی مردم در کنار کشاورزی، مالداری نیز دارند.
💡 پیشینهٔ دقیق قالیبافی معلوم نیست و تا آنجا که دانسته شدهاست به هزارهٔ پنجم و ششم پیش از میلاد در آسیای مرکزی برمیگردد. قالی پازیریک (به انگلیسی: Pazyryk Rug) قدیمیترین فرش دنیا است که در سال ۱۳۲۸ (خورشیدی) (۱۹۴۹) توسط سرگی رودنکو، باستانشناس روس در دره پازیریک در کنار اشیاء باستانی دیگری در در گور یخزدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی کشف شد.
💡 خالقی پس از ده سال از هنرستان موسیقی ملی که خود بنا نهاده بود، کنار رفت اما همچنان به فعالیتهای هنری خود ادامهداد و همکاریاش را با رادیو ایران بیش از پیش حفظ کرد.