لغت نامه دهخدا
پیش کمر. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بجنورد. واقع در 8 هزارگزی خاور بجنورد، سر راه بجنورد به قوچان. کوهستانی، معتدل. دارای 5 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
پیش کمر. [ ک َ م َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بجنورد. واقع در 8 هزارگزی خاور بجنورد، سر راه بجنورد به قوچان. کوهستانی، معتدل. دارای 5 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).
ده کوچکی است از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بجنورد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوزا به پیش طالع سعدت کمر ببست چون دست بخت بست کمر بر میان تو
💡 بسته به جانم کمر پیش بتان چون کنم خاصیت این می دهد طالع جوزای من
💡 گر کمر کینه کنی استوار پیش تو بیش از تو درایم به کار