پیش چشم اوردن

لغت نامه دهخدا

( پیش چشم آوردن ) پیش چشم آوردن. [ ش ِ چ َ / چ ِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) نصب العین ساختن. در نظرآوردن: باز در عواقب کارهای عالم تفکری کردم و مؤنات آنرا پیش چشم آوردم. ( کلیله و دمنه ).

فرهنگ فارسی

( پیش چشم آوردن ) نصب العین ساختن در نظر آوردن

جمله سازی با پیش چشم اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیست حایل نه حجابش پیش چشم حق‌شناس هرکه چون آشفته بیند روی شاهد بی‌نقاب

💡 نه فلک در پیش چشم اهل همت خرمنی است هر که کام از آسمان جوید گدای خرمن است

💡 داد عشق از بی‌نیازی در من طفلانم به یاد سرخط معنی‌ست پیش چشم و می‌خوانم به یاد

💡 خیال روی جانان پیش چشم و دل پر از آتش چو بلبل زان همی نالم به یاد گلستان امشب

💡 در کل مسیر دامنه شرقی، قله دماوند در پیش چشمان ما است و هر لحظه با شما حرکت می‌کند.