لغت نامه دهخدا
پیش نمازی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) امامت جماعت. عمل پیش نماز. امامت.
- امثال:
در پیش نمازی علم شرط نیست. ( فرهنگ نظام ).
پیش نمازی. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) امامت جماعت. عمل پیش نماز. امامت.
- امثال:
در پیش نمازی علم شرط نیست. ( فرهنگ نظام ).
عمل پیشنمازامامت جماعت:میر رحمه الله پیشنماز از سادات نجف اشرف و فضلائ عصر بود. در درگاه معلی منصب پیشنمازی داشت....
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدث از تست ورنه پیش از تو همه روی زمین نمازی بود