لغت نامه دهخدا
( ذات اسنمة ) ذات اسنمة. [ ت ُ اَ ن ُ م َ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک طحفة.
( ذات اسنمة ) ذات اسنمة. [ ت ُ اَ ن ُ م َ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک طحفة.
موضعی است نزدیک طحفه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذاتها را به ذات معرفت است اختلافی که هست در صفت است
💡 جوهر امر تو با قضاست مرکب گوهر ذات تو با سخاست مخمّر
💡 بی ذات و صفات و فعل و آثار بی وهم و خیال و فکر و پندار
💡 در هر صفت از خویش برون رفتم و دیدم جز ذات تو ره نیست به سوی تو کسی را
💡 3 خداوند از هرگونه شريك پاك است و ميان ذات مقدّس او و خرافاتى كه مى گويند، فاصله و برترى بسيارى است. (سبحانه و تعالى عمّا يقولون )
💡 قضا و امر ترا آن یگانگیست به ذات که دست و پای دویی درنمیرسد به میان