لغت نامه دهخدا
پیش داری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قابلگی کردن. بچه را گرفتن ( ماما ).
پیش داری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قابلگی کردن. بچه را گرفتن ( ماما ).
قابلگی کردن بچه را گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکش این یلان را و در بند دار که در پیش داری بسی کازار
💡 تنت مُرد و تودل در خویش داری نداری برگ و ره در پیش داری
💡 چو بسیاری بلا در پیش داری نیی عاقل که دل بر خویش داری
💡 تو هم گردش بسی در پیش داری چه میگویم که هم درخویش داری
💡 رهی در پیش داری آدم پیر بباید رفتن اکنون می چه تدبیر