پیر میکده
لغت نامه دهخدا
پیر میکده. [ رِ م َ / م ِ ک َ دَ / دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پیر میخانه. پیر می فروش:
ما باده زیر خرقه نه امروز میخوریم
صد بار پیر میکده این ماجرا شنید.حافظ.به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت عیب پوشیدن.حافظ.
فرهنگ فارسی
پیر میخانه پیر میفروش
جمله سازی با پیر میکده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حلقهدر گوش پیر میکدهایم خانه بر دوش ملک پادشهیم
💡 شیخ شد سرزده در میکده و پیر مغان وای این ننگ گر از میکده بیرون نکند