پیر دهقان

لغت نامه دهخدا

پیر دهقان. [ دِ ] ( اِ مرکب ) دهقان پیر. دهقان سالخورده. || کدخدا و بزرگ ده. || شراب انگوری کهنه. شراب کهنه انگوری. ( برهان ). می انگوری. ( شرفنامه ). پیر سالخورده. ( برهان ):
آن جام رخشان دردهید آزاده را جان دردهید
وآن پیر دهقان دردهید از شاخ برنا ریخته.خاقانی.و رجوع به مجموعه مترادفات ص 244 شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱-دهقان پیر دهگان سالخورده. ۲- کدخدا بزرگ ده. ۳- شراب انگوری کهنه: هین جام رخشان در دهید آزاده را جان در دهید. آن پیر دهقان در دهیداز شاخ برنا ریخته. ( خاقانی )

جمله سازی با پیر دهقان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هین جام رخشان دردهید آزاده را جان دردهید آن پیر دهقان در دهید از شاخ برنا ریخته

💡 به جو می‌ستاند ز دهقان پیر به من می‌فرستند به دیوان میر

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز