لغت نامه دهخدا
پیر خدای. [ رِ خ ُ ] ( اِخ ) کنایه از عثمان بن عفان است. ( از آنندراج ).
پیر خدای. [ رِ خ ُ ] ( اِخ ) کنایه از عثمان بن عفان است. ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیز از سخنان اوست و اگر داری طرب کن و اگرنداری طلب کن. صحبت با اهل تا بجان است و با نااهل تاب جان. به کودکی پستی، به پیری سستی پس ای مسکین خدای را کی پرستی؟