پیر تن
مترادفها
پیر، مسن، کهنسال، سالخورده
متضادها
جوان
لغت نامه دهخدا
پیرتن. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی کوچک از بخش ایزه شهرستان اهواز. واقع در 21هزارگزی شمال باختری ایزه و2هزارگزی شمال خاوری راه مالرو شکوری به سیدنجف علی. دارای 40 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
ده کوچک از بخش ایزه شهرستان اهواز
جمله سازی با پیر تن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دره پیر، روستایی از توابع بخش آبژدان شهرستان اندیکا در استان خوزستان ایران است.
💡 می تواند با تو در پیری هم آغوشم کند آن که چندین گل برون از پرده خار آورد
💡 دربارهٔ تلویزیون و سلطه ژورنالیسم کتابی است از پیر بوردیو انسانشناس فرانسوی.
💡 ژان پیر شانگو (Changeux) در ۱۹۷۰، نخستین گیرنده یک ناقل عصبی (گیرنده استیلکولین) را شناسایی کرد.
💡 دره پیر (کوهرنگ) روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ در استان چهارمحال و بختیاری ایران است.
💡 پیرم وز این طلبم وصل جوانان کین قوم داده یک بوسه و صد پیر جوان ساختهاند
💡 شاعر با توصیف پیر تن، به پیری جسمانی و فرسودگی بدن اشاره داشت که در برابر گذر زمان و سالهای طولانی زندگی مقاومت نمیکند.
💡 در فلسفه بسیار قدیمی، پیر تن نماد تجربه زیسته و خردی است که تنها از طریق مواجهه مستقیم با رنجهای جسمانی به دست میآید.
💡 او با وجود اینکه پیر تن بود و توان راه رفتن نداشت، اما همچنان ذهنی بسیار تیز و باهوش برای حل مشکلات داشت.