پی نداشتن
مترادفها
بیاساس، بیریشه، بیارتباط
متضادها
پی داشتن
لغت نامه دهخدا
پی نداشتن. [ پ َ / پ ِ ن َ ت َ ] ( مص مرکب ) دنباله نداشتن: این باران پی ندارد؛ بطول نینجامد. || عصب نداشتن.
فرهنگ فارسی
دنباله نداشتن
جمله سازی با پی نداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چه چشم داشت توان داشتن ز ملّتِ پست که سربلندی و فخر از نداشتن دارم
💡 زيـرا (فـرعـون ) نـيـز هـمـيـن ايـراد را بـه موسى داشت، و منطق او عينا همين منطق بود،فـرعـون او را بـه خـاطـر لبـاس پشمينهاش و نداشتن زيورآلات طلا مورد ملامت و سرزنشقرار داد.
💡 کفران نعمت است در این عالم وجود گردن به زیر طاعت یزدان نداشتن
💡 تا حرص کم خورد غم چیزی نداشتن ای بوالفضول دست ز دنیا نگاه دار
💡 زيرا گفتگو در خود دو (آيت ) (ليل و نهار) است، نه در آيت آن دو آيت، علاوه بر اين،تفريعى كه بر جمله مورد بحث كرده و فرموده: (لتبتغوا فضلا من ربكم...) متفرعبر روشنى دادن روز و ظلمت شب است نه بر لكه داشتن ماه و نداشتن آفتاب.
💡 1 - بكار گرفتن عواطف بيشتر از حد لازم، 2 - اهميتقائل نشدن والدين به تجارب خود، 3 - نداشتن مديريت كافى از ابتداءتشكيل خانواده، 4 - دلسوزى هاى بى مورد در حق بعضى از اعضاى خانواده، 5 - دركنكردن موقعيت جوان در انتقال تجربه ها.