پی جوری

لغت نامه دهخدا

پی جوری. [ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) عمل پی جور. مصحف پی جوئی. رجوع به پی جوئی شود.

فرهنگ فارسی

عمل پی جور پی جویی

جمله سازی با پی جوری

💡 دل باز در سودای او افتاد و باری می‌برد جوری که آن بت می‌کند بی‌اختیاری می‌برد

💡 تو بدان مایل که بر من هر زمان جوری کنی من بدین خوش دل که از من یک زمان غافل نه‌ای

💡 جو و لاو ازدواج کرده و پسر تازه متولد شده خود، هنری را در حومه شهر کالیفرنیا بزرگ می‌کنند. از آنجایی که رابطه آن‌ها وارد فاز جدیدی می‌شود، جو به تکرار چرخه وسواس گونه‌اش با علاقه فزاینده خود به ناتالی، همسایه خود ادامه می‌دهد. این بار، لاو شرایط را جوری رقم می‌زند تا اطمینان حاصل کند که رؤیای او برای داشتن یک خانواده عالی به این راحتی‌ها توسط اقدامات وسواس گونه جو از بین نخواهد رفت.

💡 زمین باغ و بستان را به عشق باد نوروزی بباید ساخت با جوری که از باد خزان آید

💡 حفاظت و بازرسی هم حق الزحمةی جداگانهٔ خود را دریافت می‌کنند، تمام اینها می‌گویند تو کارت رو بکن اما جوری که مثلاً ما نمی‌دانیم، اگر زمانی به هردلیلی ما مجبور به سرزده آمدن و گشتن زندانی‌های شما (تیم وکیل بند مثل کاسب و انباردارها) شدیم مشکل پای شماست، ما وقتی بیاییم اینجا انگار چیزی بین ما نبوده و اگر موردی یافت کنیم ثبت می‌کنیم

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز