پی بدی

لغت نامه دهخدا

پی بدی. [ ب ُ / با ] ( اِخ ) جُرج. بشردوست آمریکائی،متولد در دانور. وی ببسط و توسعه تعلیمات در میان طبقات کارگر کمک بسیار کرده است ( 1795 - 1869 م. ).

فرهنگ فارسی

بشر دوست آمریکائی

جمله سازی با پی بدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سینه ای را که بدی مخزن اسرار الاه به لگد کوفتنش شمر ستم کار، حریص

💡 زین سخنها که سنایی برد از نورش رنگ ور بدی زنده چو گل بوی گرفتی عطار

💡 آن بدی از دیو دانستی و نیکی از خدای وین همی داند بدو نیک از خدای غیب‌دان

💡 و انقلاب بعضی به بعضی به اعمال مخصوصه که رفع بدی جوهر هریک شود، ممکن است.

💡 چشم بختم که بدی تیره کنون روشن شد که بشیر آمد و بویی ز گریبان آورد

فتاح یعنی چه؟
فتاح یعنی چه؟
منفعت یعنی چه؟
منفعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز