پوشیده کردن
مترادفها
پوشاندن، پنهان کردن، مستور کردن
متضادها
آشکار کردن، نمایان کردن، برملا کردن، برهنه کردن
لغت نامه دهخدا
پوشیده کردن. [ دَ / دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ملبس کردن. پوشیده داشتن. پوشیدن. بچیزی فرا گرفتن چیزی را. || مستور داشتن. || نهان کردن. پوشیدن. پوشیده داشتن. مخفی کردن.تعمیة. ( تاج المصادر ): ادغام؛ پوشیده کردن چیزی در چیزی: چنانکه دیدم چندیست که من آنجا رسیدم و سوی هندوستان خواهد رفت و از من پوشیده کرده، میگوید بغزنین خواهم بود یکچند. ( تاریخ بیهقی ص 667 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- ملبس کردن پوشیدن فرا گرفتن چیزی را. ۲- مستور داشتن. ۳- نهان کردن مخفی کردن.
جمله سازی با پوشیده کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قلم پوشیده می رانم که اسرارم نهان ماند اگرچه آتش سوزان بنی نتوان نهان کردن
💡 خارپوست دریایی خوراکی به آرامی روی سنگها میخزد و از پنج عدد آرواره اش برای تراشیدن جلبکها و جانداران میکروسکوپی استفاده میکند بدن او توسط یک پوسته سخت و تعداد زیادی از تیغهای ظریف پوشیده شدهاست خارپوست دریایی با استفاده از پای باریک و لولهای شکلش برای حرکت و جمع کردن تکه خزههای دریایی استفاده میکند خزههای دریایی به عنوان استتار عمل کرده و خارپوست دریایی را از حمله خوکهای آبی، سگهای آبی و دیگر شکارچیان حفظ میکنند.