لغت نامه دهخدا
پوزش ساز. [ زِ ] ( نف مرکب ) عذرخواه. پوزش آرای:
سوی خواجه شدند پوزش ساز
یافتندش کشیده پای دراز.نظامی.
پوزش ساز. [ زِ ] ( نف مرکب ) عذرخواه. پوزش آرای:
سوی خواجه شدند پوزش ساز
یافتندش کشیده پای دراز.نظامی.
( اسم ) عذر آورنده عذر خواه.
💡 گستاخ سازی پوزش پسندی طاقت گدازی صبرآزمایی
💡 به پوزش یک اندر دگر نامه ساز مگر خسرو آید برای تو باز
💡 ازیدر به پوزش بر شاه رو چو بینی ورا بندگی ساز نو