لغت نامه دهخدا
پوزش بردن. [ زِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) پوزش کردن:
بنزدیک یزدان چه پوزش برم
بد آید ز کار پدربر سرم.فردوسی.و رجوع به پوزش شود.
پوزش بردن. [ زِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) پوزش کردن:
بنزدیک یزدان چه پوزش برم
بد آید ز کار پدربر سرم.فردوسی.و رجوع به پوزش شود.
پوزش کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا گفت کز شاه پوزش بخواه که این مایه بردن بدان جایگاه