لغت نامه دهخدا
پو گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) دویدن. دویدن آغاز کردن:
شیر سگی داشت که چون پو گرفت
سایه خورشید بر آهو گرفت.نظامی.و در بعض لغت نامه ها پو گرفتن را کوس بستن گفته اند.
پو گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) دویدن. دویدن آغاز کردن:
شیر سگی داشت که چون پو گرفت
سایه خورشید بر آهو گرفت.نظامی.و در بعض لغت نامه ها پو گرفتن را کوس بستن گفته اند.
(گِ رِ تَ ) (مص ل. ) ۱ - رفتن. ۲ - دویدن.
( مصدر ) ۱- رفتن. ۲- دویدن: شیر سگی داشت که چون پو گرفت سای. خورشید بر آهو گرفت. ( نظامی )
رفتن.
دویدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سالهای پایانی هزارهٔ پنجم و آغاز هزارهٔ چهارم پیش از میلاد نیز یک سفال در تپه سیلک، نزدیک کاشان، یافت شد که چهار زن را در هنگام رقص دستهبند (با گرفتن دست هم) نشان میدهد؛ این رقص، به شکل احتمالی وابسته با باورهای دینی آن دوره و بیانگر اتحاد و همدلی دانسته شده است.
💡 لازم به ذکر است که به اذعان دکتر مسعود حجازی، دکتر خنجی تا حدود یک سال بعد یعنی بعد از کودتا هم از ماجرای پول گرفتن خلیل ملکی خبر نداشت و این اتهام که او از پیش از کودتا به ملکی بابت این موضوع انتقاد میکرد، صحیح نیست.