پهنۀ فرهنگی

مترادف‌ها

حوزه فرهنگی، قلمرو فرهنگی، عرصه فرهنگی

فرهنگستان زبان و ادب

{cultural area,culture province,ethno-geographic area} [جامعه شناسی] عرصه ای جغرافیایی، فارغ از مرزهای سیاسی، که در آن با گروه نسبتاً گسترده ای از خصایص مشترک فرهنگی روبه رو باشیم

جمله سازی با پهنۀ فرهنگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تقسیمات قومی یهود اشاره به تعدد جوامع متمایز قومیتی یهودیان در پهنۀ جهان دارد. هرچند همیشه سخن از یکپارچگی در شناسه فرهنگی یهود رانده شده‌است، اما در واقع در قومیت بنی‌اسرائیل، به‌واسطه اختلاط و ترکیب با اقوام و مردم محل زندگی آنان، می‌توان تمایزی بسیار قائل شد.

💡 گسترش پهنۀ فرهنگی در جوامع مدرن از طریق رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی به شکلی بی‌سابقه صورت گرفته است که باعث برهم خوردن مرزهای سنتی شده است.

💡 دولت باید تلاش کند تا با سرمایه‌گذاری در بخش آموزش و هنر، پهنۀ فرهنگی کشور را تقویت کرده و هویت ملی را در نسل‌های آینده حفظ نماید.

💡 توسعه‌ی پهنۀ فرهنگی در مناطق محروم و دورافتاده می‌تواند منجر به کاهش شکاف‌های اجتماعی و ایجاد درک متقابل عمیق میان گروه‌های مختلف جامعه در بلندمدت شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران