پهن چشم
مترادفها
حریص، طماع، چشمچران، چشمطماع
متضادها
قنوع
لغت نامه دهخدا
پهن چشم. [ پ َ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) دارای چشمی پهن. || شوخ و بیحیا. ( غیاث ) ( آنندراج ):
بحر و کان با تو حرف جود زدند
پهن چشم این و آن دریده دهان.ظهوری.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- دارای چشمانی پهن. ۲- شوخ بیحیا: بحر و کان با تو حرف جود زدند پهن چشم این و آن دریده دهان. ( ظهوری )
جمله سازی با پهن چشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی پهن کشتی به سان عروس بیاراسته همچو چشم خروس
💡 چشم را وا کرد پهن او سوی من چشم گردانید و شد هوشم ز تن
💡 پهن بگشای چشم ونقد ببین تا کیم من چه نقد را شایم؟
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، توصیف معشوق با چشمانی پهن و درشت، یکی از نمادهای زیبایی و جذابیت بینظیر در ادبیات بسیار پرکاربرد محسوب میشود.
💡 آن دختر با چهرهای آرام و پهن چشم، با نگاهی مهربان به کودکان خیره شده بود و لبخندی ملایم بر لبان خود نقش بسته بود.
💡 ویژگی پهن چشم در برخی فرهنگها به عنوان یک استاندارد زیبایی شناخته میشود که باعث میشود افراد دارای آن بسیار متمایز و جذاب باشند.