پهلو کژ

لغت نامه دهخدا

پهلوکژ. [ پ َ ک َ ] ( ص مرکب ) کژپهلو. قُصیری. ( زمخشری ). که پهلو یعنی طرفین شکم ناراست دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پهلوی( طرفین )شکم ناراست دارد کج پهلو

جمله سازی با پهلو کژ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حدیث از پهلوی سردار گو و ز ابروی ترکان رها کن قصه اسکندر و دارای... به

💡 گه بر اطراف چمن غلطد به پهلو آفتاب گه در آغوش نسیم آید بشوخی، یاسمن

💡 بیگانه وارم از حرم وصل راند یار جایم به پهلوی سگ کو هم نمی دهد

💡 کرده چون پهلوی دارا دل مجروهم چاک آنکه ابروی چو شمشیر سکندر دارد

💡 از بیم زخم گرز تو بانگ شکستگی از پهلوی زمانهٔ مردم‌خور آمده

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز