لغت نامه دهخدا
پهلو نگاه داشتن. [ پ َ ن ِ ت َ ]( مص مرکب ) پهلو نگه داشتن. پهلو کردن. دوری کردن.
پهلو نگاه داشتن. [ پ َ ن ِ ت َ ]( مص مرکب ) پهلو نگه داشتن. پهلو کردن. دوری کردن.
( مصدر ) پهلو نگه داشتن
💡 وقتی از بالا به دائرةالبروج بنگریم به اشتباه گمان میکنیم که ماهگرفتگی باید ماهی یک بار اتفاق افتد. خطای این دید وقتی آشکار میشود که از پهلو نگاه کنیم. آنگاه روشن میشود که این سه جرم در حقیقت بر یک خط واقع نیستند. ماه در نتیجه میل مدارش با دائرةالبروج، میتواند از بالا یا پایین مخروط سایه، به فاصلهای که حداکثر ۳۲٬۰۰۰ کیلومتر میشود بگذرد. برای اینکه خسوف برقرار باشد باید دو شرط مهم زیر همزمان با یکدیگر برقرار باشند: