بیداد کشی

لغت نامه دهخدا

بیدادکشی. [ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) تحمل ظلم. ( یادداشت مؤلف ):
خواری خلل درونی آرد
بیدادکشی زبونی آرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

تحمل ظلم

جمله سازی با بیداد کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر ز بیداد نزاری چه کشی تن در دِه کو دلی کز ستم عشق لگد کوب نکرد

💡 تا کی کشی ای دل جفا از جور یار بی وفا از غایت بیداد او رو در جهان فریاد کن

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز