پناه یافتن

مترادف‌ها

پناه بردن، پناه جستن، پناه گرفتن

متضادها

راندن، طرد کردن

لغت نامه دهخدا

پناه یافتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) ملجاء یافتن:
از همتش اتابک و سلطان پناه یافت
کو داشت هر دو را به پناه یک اهتمام.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ملجا یافتن.

جمله سازی با پناه یافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مقابل اقدامات آتن، هم اسپارت و هم دیگر اقوامی که از قدرت یافتن آتن احساس خطر می‌کردند، به فکر تشکیل اتحادی در مقابل آن افتادند. بدین ترتیب برخی از دولت‌شهرهای اتحادیهٔ شهرهای آزاد از بیم توسعه طلبی آتن، یکی پس از دیگری به دامان اسپارت پناه بردند. بدین ترتیب رفته‌رفته تمام یونان به دو قسمت تقسیم شد:

💡 در طول سال‌های اخیر، بسیاری از خانواده‌ها به دلیل جنگ‌های بی‌پایان و خشونت‌های سازمان‌یافته، ناچار شده‌اند به کشورهای همسایه پناه یافته و زندگی خود را از نو بسازند.

💡 او در میان طوفان‌های سهمگین و موج‌های بلند دریا، سعی کرد با تمام توان خود به نزدیکی ساحل پناه یافته و از خطر غرق شدن نجات پیدا کند.

💡 بسیاری از شاعران در آثار کهن خود، از پناه یافتن به عشق و زیبایی‌های طبیعت برای فرار از رنج‌های دنیوی و سختی‌های زندگی پرهیز ناپذیر سخن گفته‌اند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران