لغت نامه دهخدا
پناه یافتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) ملجاء یافتن:
از همتش اتابک و سلطان پناه یافت
کو داشت هر دو را به پناه یک اهتمام.خاقانی.
پناه یافتن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) ملجاء یافتن:
از همتش اتابک و سلطان پناه یافت
کو داشت هر دو را به پناه یک اهتمام.خاقانی.
( مصدر ) ملجا یافتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مقابل اقدامات آتن، هم اسپارت و هم دیگر اقوامی که از قدرت یافتن آتن احساس خطر میکردند، به فکر تشکیل اتحادی در مقابل آن افتادند. بدین ترتیب برخی از دولتشهرهای اتحادیهٔ شهرهای آزاد از بیم توسعه طلبی آتن، یکی پس از دیگری به دامان اسپارت پناه بردند. بدین ترتیب رفتهرفته تمام یونان به دو قسمت تقسیم شد: