پشت به پشت دادن

فرهنگ معین

( ~. بِ. ~. دَ ) (مص ل. ) ۱ - متحد شدن. ۲ - به هم کمک کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) متحد شدن اتحاد کردن اتفاق کردن مساعدت معاضدت مظاهرت پشت بپشت آوردن پشت پشت آوردن پشت پشت دادن پشت بر پشت آوردن.

ویکی واژه

متحد شدن.
به هم کمک کردن.

جمله سازی با پشت به پشت دادن

💡 نیست ممکن به تو دنیای دنی رو آرد تا چو آزاده روان پشت به دنیا نکنی

💡 پس نزديك قبور مقدسه ايشان برو و پشت به قبله و رو به قبر ايشان كن و بگو:

💡 بعداز کار کردن برای آتلانتیک اوییشن، جیمز در ۱۹۶۰ به هوستون رفت. در ۱۹۷۸ جیمز رئیس بانک مرکزی تگزاس در هوستون شد. هم‌اکنون او در هوستون زندگی می‌کند. خانهٔ او پشت به خانهٔ خلید ابن محفوظ است.

💡 جابر (ره ) گفت: به من نگاه كن، نگاه كرد، پشت به من كن، او پشت كرد، جابر(ره ) گفت: سوگند به پروردگار كعبه، اين كودك شبيه پيغمبر(ص ) است، سپس جابر عرضكرد:

💡 ز ننگ آنکه ‌کمانت نمود پشت به خصم خم کمند تو بر خود چو مار می‌پیچید

💡 صلح از فلک به دیدهٔ بیدار کرده‌ایم رو در صفا و پشت به زنگار کرده‌ایم

هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
بی‌پناه یعنی چه؟
بی‌پناه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز