پسران ادم

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پسران آدم (قرآن). در قرآن کریم به داستان قسمتی از زندگانی پسران حضرت آدم(علیه السلام) اشاره شده است.
آدم (علیه السلام) داراى دو پسر، به نامهاى هابیل و قابیل:واتل علیهم نبأ ابنى ءادم بالحقّ....
مائده/سوره۵، آیه۲۷.
کشته شدن یکى از پسران آدم (علیه السلام)، به دست پسر دیگر:واتل علیهم نبأ ابنى ءادم بالحقّ...• فطوّعت له نفسه قتل أخیه فقتله....
مائده/سوره۵، آیه۲۷.
پیامبر (صلی الله علیه وآله) موظّف به نقل صحیح داستان پسران آدم (علیه السلام):واتل علیهم نبأ ابنى ءادم بالحقّ إذ قرّبا قربانا فتقبّل من أحدهما ولم یتقبّل من الأخر قال لأقتلنّک قال إنّما یتقبّل اللّه من المتّقین.
مائده/سوره۵، آیه۲۷.
...

جمله سازی با پسران ادم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اى محمد داستان دو پسران آدم را كه داستانى است به حق (و خالى از خلاف واقع ) براىمردم بيان كن كه هر دو در راه خدا و به منظور نزديك شدن به او چيزى پيشكش كردند، ازيكى از آن دو قبول شد، و از ديگرى قبول نشد، آنكه قربانيشقبول نشد به آنكه از او قبول شد گفت: من تو را خواهم كشت، او گفت: خداى تعالىقربانى را از مردم با تقوا قبول مى كند(27).

💡 و چون پروردگار تو از پسران آدم از پشت هايشان نژادشان را بياورد و آنها را برخودشان گواه گرفت كه مگر من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند: چرا، گواهى مى دهيم تاروز رستاخيز نگوييد كه از اين نكته غافل بوده ايم (172)

💡 27. اى محمد، داستان دو پسران آدم را كه داستانى است بحق (و خالى از خلاف واقع )براى مردم بيان كن كه هر دو در راه خدا و به منظور نزديك شدن به او چيزى پيشكش ‍كردند. از يكى از آن دو قبول شد و از ديگرىقبول نشد. آن كه قربانيش قبول نشد به آن كه از اوقبول شد گفت: من تو را خواهم كشت. او گفت: خدا تعالى قربانى را از مردم باتقواقبول مى كند.

💡 و نيز بعضى گفته اند: (مراد از فساد در خشكى كشتن يكى از پسران آدم برادر خودش رامى باشد، و مراد از فساد در دريا غضب كردن آن پادشاه است كه كشتى هاى مردم را مىگرفت ). ولى خود خواننده به سستى اين سخن واقف است، زيرا در آيه شريفه دليلىبر آن نيست علاوه بر اينكه آيه عام است.

💡 و اما قرآن كريم داستان پسران آدم را طورى سروده و بر اساسىنقل كرده كه بر آن اساس تمامى افراد بشر را از يك نوع و همه رامثل هم دانسته چيزى كه هست دنباله داستان مساله فرستادن كلاغ را آورده، تا از يك حقيقتىپرده بر دارد، و آن اين است كه بشر داراى تكاملى تدريجى است كه اساس ‍تكامل او و زير بناى آن حس و تفكر است.