پس کار بنشستن

لغت نامه دهخدا

پس کار بنشستن. [ پ َس ِ ب ِ ن ِ / ن ْ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) ترک مقصود خود کردن و از کار درگذشتن. ( سراج اللغات از غیاث االلغات ).

فرهنگ فارسی

ترک مقصود خود کردن و از کار درگذشتن

جمله سازی با پس کار بنشستن

💡 کسی را نیاید چنین کار پیش که عاقل نشیند پس کار خویش

💡 صد رَهَم عقل گفت: ای مسکین! رو پس کار خویشتن بنشین!

💡 از آن پس کار خسرو خرمی بود ز دولت بر مرادش همدمی بود

💡 ازین پس کار من یکتاست با دوست یکی باید دوئی آنجا نه نیکوست

💡 بشد مرد نادان پس کار خویش گرفتند یک روز زن را به نیش

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز