پس مانده خور

لغت نامه دهخدا

پس مانده خور. [ پ َ دَ / دِ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) آنکه بر سفره بزرگان نتواند حاضر آمدن و لکن پس از آنکه آنان صرف طعام کنند جزو چاکران و خدمتکاران بقیه طعام تواند خوردن. باقی خوار. سؤرخوار.

فرهنگ عمید

آن که پس ماندۀ غذای دیگران را بخورد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پس مانده خورد.

جمله سازی با پس مانده خور

💡 اين كلاه لگنى پس مانده اجانب، ننگ كشور اسلام است واستقلال ما را لكه دار مى كند و به قانون خدا حرام است.

💡 1- علم و دانش، ميراث انبياء و پيامبران (عليهم السلام ) است، در حاليكهمال و ثروت مادى، ميراث و پس مانده فراعنه و جباران روزگار مى باشد.

💡 یکی ز قافله پس مانده از دلیل ضعیف یکی به بادیه گم گشته از قیاس تباه

💡 بهر بیشی راست اینجا کم زدن زیرا نکرد زیر گردون قمر پس مانده را هرگز قمار

💡 اگر دامن نمی‌افشاندم از پس مانده‌ها بودم چو فرصت بی‌نیازی بر دو عالم داد تقدیمم

دموکراتیک یعنی چه؟
دموکراتیک یعنی چه؟
ضربان نبض یعنی چه؟
ضربان نبض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز