پس فروختن

لغت نامه دهخدا

پس فروختن. [ پ َف ُ ت َ ] ( مص مرکب ) فروختن خریده ای را به فروشنده.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چیز خریده را بفروشنده فروختن.

جمله سازی با پس فروختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 3 - اشكالى در جو از فروش اجزائى از بدن ميته كه حيات در آنحلول نمى كند نيست البته آن جزئى كه منفعتحلال و عقلائى داشته باشد مانند مو و پشم حيوان و بلكه شير آن، اگرقائل به پاك بودن شير ميته باشيم، ولى در جواز فروختن ميته پاك نظير ميته ماهى وامثال آن در صورتى كه خود و يا حتى روغن آن فائدهاى داشته باشداشكال است كه احتياط ترك معامله آن است.

💡 با این وجود ۵ سال بعد از این اقدامات، روند خدمت‌رسانی در سطحی نبود که به آبادانی روستا بینجامد. در پاییز ۱۳۹۸ اعلام شد که اهالی روستای چشمه مار با فروختن دام‌ها و واگذاری زمین‌هایشان روستا را ترک کرده و در حاشیۀ شهر کرمانشاه ساکن شده‌اند.

💡 در سال دوّم، قسمتى از كتاب هائى را كه ممكن بود بفروشيم فروختيم وآنسال را گذرانديم و در سال سوّم، زيور آلات خانواده را فروختيم وسال چهارم آمد در حالى كه ما هيچ چيز براى فروختن و امرار معاش نداشتيم و قحطى وگرانى هم همچنان ادامه داشت ما نيز بدون اعتناء به آن وضع به مطالعات و درس و بحثخود مشغول بوديم.

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز