پس رونده

لغت نامه دهخدا

پس رونده. [ پ َ رَ وَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) پس رو. پی رو. تَبع. تابع. تبیع: و دبران را نیز تابعالنجم خوانند، ای پس رونده پروین. ( التفهیم ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) پس رو تابع.

جمله سازی با پس رونده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناصر غلام و چاکر آن کس که این بگفت «جان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند»

💡 ایا رونده که عمر تو در تمنا رفت تو هیچ جای نرفتی و پایت از جا رفت

💡 در ره تو رونده را در قدم نخستمین نیست به نیست می‌فتد هست به هست می‌رود

💡 مى گويند روزى ((خالد بن وليد)) از دختر ((نعمان بن منذر)) پرسيد: ((چگونه شما ازاوج عزّت و شوكت، به خوارى و ذلّت افتاده ايد؟ گفت: خلاصه سخن آن كه روزى آفتاببر آمد كه هر رونده و آرمنده در ((خورنق )) و ((سدير)) زير دست ما بود، امّا همين كهآفتاب غروب كرد چنان شديم كه هر كس مارا مى ديد دلش بهحال ما مى سوخت )).(270)

💡 هيچ چيز غروب كننده و از كف رونده، شايسته محبت و تعلق خاطر نيست.

💡 نوع دیگر گنتری کرین در صنعت پل‌سازی کاربرد دارد که به صورت خرپای جلو رونده و نصب قطعات پیش‌ساخته بین دهانه‌های پل کاربرد دارد و این نوع دستگاه برای اولین بار در ایران در سال ۱۳۹۱ در پروژه بزرگراه طبقاتی صدر مورد استفاده قرار گرفت.