پس خریدن

مترادف‌ها

بازخریدن

متضادها

فروختن

لغت نامه دهخدا

پس خریدن. [ پ َ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) باز خریدن چیز فروخته خویش.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) باز خریدن چیز فروخت. خویش.

جمله سازی با پس خریدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به زر و سیم نباید همی خریدن ترک دریست سخت گشاده رهیست نیک آسان

💡 ای یوسف مصری به زکاتم نظری کن چون گوهر وصل تو خریدن نتوانم

💡 گر به زر باید خریدن‌ گوهر دریا و کان گوهر مدح و ثنای تو به‌ جان باید خرید

💡 بصرفه باده خریدن زیان خویشتن است که می بکس ندهد نشئه گر گران نبود

💡 ندهد دل که کسی بگذرد از کوچه ی ما سیل اینجا هوس خانه خریدن دارد

💡 کیت همراه با همسرش چارلی (آرون پاول) و برادر شوهرش اون (کایل گالنر) به مهمانی می رود و شروع به نوشیدن الکل می کند. بعدا در خانه، چارلی می فهمد که هردو الکلی هستند. در حالت مستی با هم رابطه برقرار می کنند و چارلی بیهوش می شود. کیت برای خریدن شراب بیرون می رود.

💡 شرکت‌های بزرگ در بازارهای مالی برای کنترل قیمت سهام خود، گاهی از استراتژی پس خریدن سهام از بازار برای جلوگیری از ریزش قیمت استفاده می‌کنند.

💡 در قراردادهای بانکی پیچیده، شرایط مربوط به پس خریدن املاک و دارایی‌ها در صورت عدم بازپرداخت وام، باید به دقت در قرارداد ذکر شود.

💡 مدیران مالی با تحلیل دقیق روند بازار، تصمیم می‌گیرند که آیا پس خریدن دارایی‌های شرکت در زمان کف قیمتی، سودآوری بلندمدت را تضمین می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران