پرتو مشخصه
فرهنگستان زبان و ادب
{characteristic ray} [ریاضی] در یک معادلۀ دیفرانسیل، یک خم انتگرال که سایر خم های انتگرال را تولید می کند
ویکی واژه
در یک معادلۀ دیفرانسیل، یک خم انتگرال که سایر خمهای انتگرال را تولید میکند.
جمله سازی با پرتو مشخصه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمر پرتو (یکی از مشخصههای پرتوی لیزر)،
💡 تکنولوژیست رادیولوژی شخصی است که مستقیماً از بیمار تصویربرداری میکند، و تصاویر را برای پزشک (جهت تشخیص) میفرستد. در پرتودرمانی (رادیوتراپی)، وی به بیمار، طبق مشخصه و دُز تجویزشدهٔ فیزیست (متخصص فیزیک پزشکی) و آنکولوژیست، به بیمار پرتو میتاباند.