لغت نامه دهخدا
پای گرد کردن. [ گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اعتکاف:
جهان از بدیها بشویم برای
پس آنگه کنم در کُهی گرد پای.فردوسی.
پای گرد کردن. [ گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اعتکاف:
جهان از بدیها بشویم برای
پس آنگه کنم در کُهی گرد پای.فردوسی.
اعتکاف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برهنه پای گرد باغ گردان به هر مرزی دوان و دوست جویان
💡 سرور غالب امیرالمؤمنین حیدر که شد در طریق جستجویش پای گردون آبله
💡 که با فر و برزست و با مهر و چهر برویست بر پای گردان سپهر
💡 نه بر این نقطه درین دایره پای گرد این نقطه چو پرگار برآی
💡 ز سر تا پای گردی چشم حیرت همه دیدن شوی بی دید دیدن
💡 چو آن مرد این سخن بشنید از شاه بزخم پای گرد انگیخت از راه