لغت نامه دهخدا
پای خسته. [خ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بمعنی پای خست باشد و آن هرچیزی است که در زیر پای کوفته شده باشد. ( برهان ).
پای خسته. [خ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) بمعنی پای خست باشد و آن هرچیزی است که در زیر پای کوفته شده باشد. ( برهان ).
( اسم ) پای خست پای خسته
بمعنی پای خست باشد و آن هر چیزی است که در زیر پای کوفته شده باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بند اندر گردن من بسته بود گرچه سر تا پای کلی خسته بود