لغت نامه دهخدا
پاسه را. [ س ِ ] ( اِخ ) ژان شاعر فرانسوی، استاد علوم ادب در کلژ دو فرانس که در آن زمان کلژ روایال نامیده میشد. مولد او در ترویس بسال 1534م.940/ هَ. ق. و وفات در سنه 1602م.1010/ هَ. ق.
پاسه را. [ س ِ ] ( اِخ ) ژان شاعر فرانسوی، استاد علوم ادب در کلژ دو فرانس که در آن زمان کلژ روایال نامیده میشد. مولد او در ترویس بسال 1534م.940/ هَ. ق. و وفات در سنه 1602م.1010/ هَ. ق.
شاعر فرانسوی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر پاسه فهرست پادشاهان سومری، اور-نونگال از اوروک ششمین فرمانروای سومری نخستین دودمان اوروک (حدود سده ۲۶ پیش از میلاد) بودهاست که ادعا میشود که فرمانروایی او ۳۰ سال بودهاست. هم در فهرست پادشاهان سومری و هم تومل کرونیکل گفته میشود که او پسر گیلگمش است، اما تنها در فهرست پادشاهان سومری است که او پدر اودول-کالاما است.
💡 ضمیمه A استاندارد ISO 31-4 یکاهای دما را بر پاسه فوت و پوند و رانکین, مقیاس فارنهایت, یکای بریتانیایی حرارت و یکاهای مشابه دیگر تعریف کردهاست.
💡 بسیاری از کارهای اولیه جنتیلسکی در رم ماهیتی مشترک داشت. او فیگورها را برای مناظر آگوستینو تاسی در پالازو روسپیگلیوزی و احتمالاً در سالن بزرگ کاخ کویرینال نقاشی کرد، اگرچه برخی از مقامات این چهرهها را به جووانی لانفرانکو نسبت میدهند. وی همچنین در کلیساهای باسیلیکای سنتاماریا مجیوره، سان نیکولا در کارسره، سانتا ماریا دلا پاسه و سان جیووانی در لاترانو کار میکرد.