لغت نامه دهخدا
ولایتی خط. [ وَ / وِ ی َ خ َطط / خ َ ] ( اِ مرکب ) خط نستعلیق. ( فرهنگ فارسی معین ).
ولایتی خط. [ وَ / وِ ی َ خ َطط / خ َ ] ( اِ مرکب ) خط نستعلیق. ( فرهنگ فارسی معین ).
(اسم ) خط نستعلیق.
💡 در فضای نسبتاً آزاد پس از انقلاب مشروطه به جز انجمنهای ایالتی و ولایتی، تعداد زیادی انجمن غیرحکومتی در دوران مشروطه به راه افتاد که یکی از ارکان جامعۀ مدنی را میساختند. در شرایطی که در تهران نزدیک به دویست، در اصفهان چهل، در کاشان چهارده و در رشت سیزده انجمن به راه افتاده بود، در کرمانشاه نیز ده انجمن غیرحکومتی تأسیس شده و به فعالیت مشغول بود.
💡 پس از وصول تلگراف شاه، جلسهٔ مشترک مراجع و علمای قم تشکیل شد و تصمیم گرفتند تلگرافهایی به علم مخابره کنند. خمینی در تاریخ ۱۳۴۱/۷/۲۸ تلگرافی برای اسدالله علم در خصوص انجمنهای ایالتی و ولایتی به شرح ذیل میفرستد:
💡 خسته عراقی آن توست، دور مکن ز درگهش تا نرود فغان کنان از تو به هر ولایتی