وضع نوعی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تصور اجمالی لفظ توسط واضع هنگام وضع را وضع نوعی گویند. این بحث در اصول فقه کاربرد دارد.
وضع نوعی، مقابل وضع شخصی می باشد. تقسیم وضع به نوعی و شخصی، به لحاظ چگونگی تصور لفظ هنگام وضع صورت می پذیرد؛ به این بیان که واضع در هنگام وضع، ناگزیر از تصور لفظ و معنا است تا بتواند میان آن ها ربط ایجاد کند. وضع نوعی به این معنا است که واضع هنگام وضع، لفظ را به نفسه و به صورت تفصیلی تصور نمی کند، بلکه به وجهه و به طور اجمالی تصور می نماید، مانند: وضع هیئت ها، زیرا هیئت ها دارای معانی ربطی و غیر مستقل بوده و تصور آن ها، به صورت مستقل و تفصیلی ممکن نیست، و از این رو، لازم است هر هیئتی با ماده خاص خود تصور شود. و از آن جا که مواد نامتناهی می باشد و واضع نمی تواند یکایک آن ها را تصور نماید، ناگزیر از تصور عنوانی است که به همه آن ها اشاره داشته باشد؛ یعنی یک عنوان کلی را تصور کند و آن را آینه و نمونه افراد دیگر قرار دهد؛ برای مثال، می گوید: هر هیئتی که بر وزن «فَعَلَ» در ضمن هر ماده ای باشد، آن را برای دلالت بر نسبت بین فعل و فاعل در زمان گذشته وضع می کنم.

جمله سازی با وضع نوعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در قرن چهارم هجری اکثر مناطق ایران زمین به دین اسلام درآمده‌بودند؛ ولی در طبرستان و گیلان وضع متفاوت بود. مردم این نواحی هنوز به دیانت زرتشتی وفادار بودند. چون تا آن زمان حاکمان مسلمان نتوانسته بودند بر این مناطق چیره شوند، نوعی آزادی دینی و سیاسی در منطقه حاکم بود. بخشی از مردم تحت تأثیر علویان زیدی، که از دست خلفا به منطقه می‌گریختند، به مذهب تشیع گرویدند و تا قرون چهارم و پنجم هجری هنوز نیمی از مردم زرتشتی بودند و نیمی دیگر شیعه شده‌بودند.