وارون زدن

مترادف‌ها

برعکس کردن، واژگون کردن، معکوس کردن

متضادها

صاف کردن، استوار کردن

لغت نامه دهخدا

وارون زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) وارونه زدن. سرنگون کردن. زیر و بالا کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - واژگون شدن سرنگون شدن: (( ز خشم تو وارون شود خصم والا زعفو تو والا شود بخت وارون. ) ) ( سوزنی ) ۲ - دیگرگون شدن تغییر یافتن.

جمله سازی با وارون زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به گفتهٔ خود لوئیس، یکی از کتابهایی که بر نگارش نامه‌های اسکروتیپ تأثیر گذارد رمان اعترافات یک زن خوش‌نیت[ر] اثر استیون مکنا (چاپ ۱۹۲۲) و وارون‌سازی طنزآمیز اخلاقیات در آن بود. به گفتهٔ لوئیس این کتاب «تنها مدل ممکن برای مکاتبات جهنمی است» و «ممکن است در نگاه اول ارتباط آن با نامه‌های اسکروتیپ آشکار نشود، ولی در آن همان واژگونی اخلاقی را می‌توانی یافت — سیاهی‌ها همه سفیدند و سفیدی‌ها همه سیاه — و طنزی که به‌خاطر حرف زدن از پس چهرهٔ شخصیتی جدی و عاری از مزاح ایجاد می‌شود.»

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران