وادی جه

لغت نامه دهخدا

وادی جه. [ ج َه ْ ] ( نف مرکب ) جهنده از وادی. وادی گذار. بیابان گذار. وادی سپر:
مرکبی طیاره ای کُه پاره ای
شخ نوردی که کنی وادی جهی.منوچهری.

فرهنگ فارسی

( صفت ) جهنده از وادی وادی گذار بیابان گذار وادی سپر (( مرکبی طیاره ای که پاره ای شخ نوردی که کنی وادی جهی. ) ) ( منوچهری )

جمله سازی با وادی جه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر سردر هوا گردد کسی باری دراین وادی که گر در چه فتد همدرد باشد ماه کنعانش

💡 درین وادی به آهو چشمی افتاده است کار من که در عین رمیدن ساکن و رام است پنداری

💡 خستگانیم اندرین صحرا طبیب ما تو باش تشنگانیم اندرین وادی بیا آبی بیار

💡 نه آسان است بیرون آمدن از وادی غفلت که خون از چشم رهرو زین ره خوابیده می آید

💡 چند بر پنها روی پرهیز کن از شیر چرخ زانکه جای صید شیران وادی پهناور است

زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز