لغت نامه دهخدا
واجب الوجود غیرمکافی ٔ. [ ج ِ بُل ْ وُ دِ غ َ رِ م ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یعنی دو واجب که بالذات واجب باشند و متکافی در وجود و متلازم و متساوی باشند و هیچ یک علت دیگری نباشد زیرا محال است. ( فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی سجادی ).
واجب الوجود غیرمکافی ٔ. [ ج ِ بُل ْ وُ دِ غ َ رِ م ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یعنی دو واجب که بالذات واجب باشند و متکافی در وجود و متلازم و متساوی باشند و هیچ یک علت دیگری نباشد زیرا محال است. ( فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی سجادی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر موجودى كه وجودش عين ذاتش نباشد واجب الوجود نباشد بايد علتى داشته باشد كه آن را پديد آورد و بدون آن تحقق نمى يابد و هر سببى چون كليدى است كه مسبب خود را مى گشايد و بدون آن كليد گشايشى نيست، بلكه بسته بودن است و نيز سلسله ى اسباب به مسبب نهايى و خداوند سبحان مى رسد كه كليد باز و بسته كردن آسمان ها و زمين در دست اوست.
💡 موجود منقسم بدو قسم است نزد عقليا واجب الوجود و يا ممكن الوجودممكن دو قسم گشت يقيين جوهر و عرضجوهر به پنج نوع شد اى ناظم عقودجسم و دو اصل او كه هيولى و صورتندپس عقل و نفس اين همه را باز گير زودنه قسم گشت باز عرض اين وقيعه رادر حال بحث جوهر عقلى بمن نمودكم است و كيف، اين و متى و مضاف و وضعپس يفعل است و ينفعل و ملك اى ودوداشعارى از علامه جليل فيض كاشانى
💡 امـا كـبـر بـه خـداى تـعـالى، كـه از هـمـه قـبـيـحـتـر و مهلكتر و مرتبه اعلاى آن است، دراهـل كـفـر و جـحـود و مـدعـيـان الوهـيـت پـيـدا شـود. و گـاهـى نـمـونـه اى از آن در بـعـضاهـل ديـانـت پـيـدا شـود كـه ذكـر آن مـنـاسـب نـيـسـت. و ايـن از غـايـتجهل و نادانى و ندانستن ممكن است حد خويش و مقام واجب الوجود را.
💡 خاصيت و ويژگى خداوندى آن است كه موجود واجب الوجود بالذات است كه هر چه امكانوجود دارد، به احسن وجه نظام و كمال از سوى او ايجاد مى گردد. و در اين خاصيت تصورمشاركت نمى رود اما همانندى در اين خاصيت حاصل مى گردد. پس اينكه بنده رحيم و صبورو شكور باشد موجب همانندى با خداوند مى شود چنانكه اگر سميع و بصير و عالم و قادرو حى و فاعل بوده باشد نيز.
💡 مثلا بعضى گفته اند: (مراد از (وجه ) ذات مقدس خدا، و مراد از هلاكت انعدام است، ومعناى آيه اين است كه: هر چيزى فى نفسه در معرض انعدام است، چون وجودش از خودشنيست، مگر ذات خدا كه واجب الوجود است، و بنابراين، اساس كلام بر تشبيه است، و مىخواهد بفرمايد: هر موجودى غير خدا مانند هالك است، چون وجودش مستند به غير است ).