لغت نامه دهخدا
واگفتنی. [ گ ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) که قابل بازگو کردن است. به زبان آوردنی. اظهار کردنی. قابل بازگفتن. که بایدش تکرار کرد.
واگفتنی. [ گ ُ ت َ ] ( ص لیاقت ) که قابل بازگو کردن است. به زبان آوردنی. اظهار کردنی. قابل بازگفتن. که بایدش تکرار کرد.
که قابل بازگو کردن است. به زبان آوردنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما ناچار گفتنیست تمامی ماجرا
💡 چو بشنید خسرو یلان را بخواند همه گفتنی پیش ایشان براند
💡 همچنین گفتنی است سازنده این اثر نیز هنرمند شناخته شده بلوچ ایرانی، حسن یادگارزاده میباشد.
💡 بار دیگر هم او را از بلاغت پرسیدند: گفت: سخن گفتنی است که اگرش جاهل شنود، پندارد شبیه آن را نیکو گوید.
💡 گفتنی ست وی در اولین کنگرهٔ حزب اتحاد ملت ایران که مرداد ۹۴ در سالن اجلاس سران برگزار شد، به عنوان دبیرکل این حزب انتخاب شد.
💡 اگر گفتنی بودی این قصه باز نهفته نماندی درین پرده راز