لغت نامه دهخدا
وارسیده. [ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب )بازرسیده. || رسیده. || وارسی شده. تحقیق شده. بازرسی شده. رجوع به وارسیدن شود.
وارسیده. [ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب )بازرسیده. || رسیده. || وارسی شده. تحقیق شده. بازرسی شده. رجوع به وارسیدن شود.
(اسم ) ۱ - مجددا رسیده. ۲ - رسیده واصل. ۳ - سرکشی شده تفتیش شده. ۴ - دریافته مدرک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و این اثر در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۱۷۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.
💡 بس بیدلان که دفتر این راز خواندهاند لیکن به کنه نکته آن کم رسیدهاند
💡 قدح و می گزیده، ز کف خدا رسیده چو خوری، چنان بیفتی که به حشر بر نخیزی
💡 اغلب کتابهای سعید عاکف در مورد جنگ ایران و عراق است. برخی از این کتابها چند جلدی هستند. کارهایی که تاکنون از او به چاپ رسیدهاند، عبارتند از:
💡 پدر او در اردیبهشت ۱۳۶۷ در جریان جنگ ایران و عراق به شهادت رسیده است.