وا خواندن
متضادها
نوشتن
لغت نامه دهخدا
واخواندن. [ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) کلامی که به طور کنایه گفته شده تغییر دادن و به جای آن کلامی دیگر آوردن. ( ناظم الاطباء ). برگردانیدن جادوئی است که از خواندن کرده باشند. ( آنندراج ). || بازخواندن: انتساب؛ خویشتن را بکسی واخواندن. ( زوزنی ).
فرهنگ فارسی
(مصدر ) ۱- باز خواندن دوباره خواندن. ۲ - تغییر دادن کلامی را که بطور کنایه گفته شده و بجای آن کلامی دیگر آوردن. ۳ - بر گرداندن و ابطلا جادویی که با خواندن ادعیه پدید آمده. ۴ - نسبت دادن: (( انتساب خویشتن را بکسی وا خوداندن. ) ) ۵ - اعتراض کردن.
جمله سازی با وا خواندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در واقع ایرج جنتی عطایی این ترانه را به یاد واقعهی سیاهکل نوشت. داریوش نیز مدتی به خاطر خواندن اینگونه ترانههای سیاسی به زندان اوین در رژیم پهلوی افتاد.
💡 گفتم: روضه خوان هستم. درب را باز كرد. گفتم: پاكت را اشتباهى نداده ايد؟ گفت: نهاين روضه خواندن قضيه اى دارد. و آنگاه ماجرا را چنين شرح داد:
💡 2 - خواندن اين دعا نيز بعد از هر فريضه (( ياعلى يا عظيم الخ )).
💡 هیچ مرادم نداد خواندن اوراد یار نشد مهربان ز گفتن یارب
💡 به وقت خواندن آن نامههای خون آلود بخوان ز جانب این آشنا سلام علیک
💡 لوح چه بود راز اشیا خواندن است گر توانی معنی آن راندن است