لغت نامه دهخدا
هندوی کردن. [ هَِ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بندگی کردن. سر نهادن:
شاه تشنیع ترک خود بشناخت
هندوی کرد و پیش او درتاخت.نظامی.
هندوی کردن. [ هَِ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بندگی کردن. سر نهادن:
شاه تشنیع ترک خود بشناخت
هندوی کرد و پیش او درتاخت.نظامی.
بندگی کردن سر نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گورجیف زندگی تازه و شکل عملی به آموزههای باستانی خاور و باختر میبخشد. برای نمونه، تأکید سقراطی و افلاطونی بر «زندگی کندوکاوشده» در آموزهٔ گورجیف در قالب آداب مشاهدهٔ خود بازگشت دارد. آموزههایش در بارهٔ خودانضباطی و خودداری بازتاب آموزههای رواقیگری است. برداشت هندویی و بودایی دلبستگی در آموزههای گورجیف در قالب مفهوم شناسایی کردن بازگشت دارد. به همین سان کیهانشناسی او را به ترتیب میتوان در برابر مایهها و منابع نوافلاطونی و در منابعی مانند برخورد رابرت فلاد با ساختارهای مهینکیهانی موسیقایی گذاشت.
💡 ریگودا بر سه وجه تفسیر شدهاست که سومین وجه آن «اوپانیشادها» است که منابع اصلی حکمت هندویی است و بخش فلسفی وداها به شمار میرود. «برهمانا» نیز یکی از بخشهای وداهاست که شامل دستورها قربانی کردن است. «وستو شاسترا» نیز زیرمجموعه این بخشها به شمار میرود و این دانشی است در گستره معماری که بین هشت تا ده هزار سال پیش، در «وداها» نگاشته شدهاست.