لغت نامه دهخدا
همای کش. [ هَُ ک ُ ] ( نف مرکب ) آنکه دشمن بزرگان و بلندطبعان بود. کشنده طبایع عالی. دشمن مردم دانا و هشیار:
همای کش تراز این کرکسان جیفه نهاد
ندیده ام که ز عنقا کنند طعم عقاب.خاقانی.
همای کش. [ هَُ ک ُ ] ( نف مرکب ) آنکه دشمن بزرگان و بلندطبعان بود. کشنده طبایع عالی. دشمن مردم دانا و هشیار:
همای کش تراز این کرکسان جیفه نهاد
ندیده ام که ز عنقا کنند طعم عقاب.خاقانی.
آنکه دشمن بزرگان و بلند طبعان بود کشنده طبایع عالی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان همهی همایون چتر سلطانی که گسترید بر آفاق ظل امن وامان
💡 آلبوم خورشید آرزو به همراه گروه دستان و با آواز همایون شجریان
💡 همای همت تو هر کجا که سایه فکند به فرّ و مرتبه عنقا کم از مگس باشد
💡 کسی که بر سر او سایۀ همای افتاد ز روی فالش گویند: کاینت میمونی
💡 ای هما کز سایهات پر یافت کوه قاف نیز ای همای خوش لقای آن جهانی شاد باش