هم نژاده

لغت نامه دهخدا

هم نژاده. [ هََن ِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) هم نژاد. هم گوهر:
به گوهر مگر هم نژاده نیند
همان از پدر پاکزاده نیند.فردوسی.

فرهنگ فارسی

هم نژاد هم گوهر

جمله سازی با هم نژاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اساطیر ایران باستان جمشید آگاه می‌شود که نابودی جهان با سرما و برف و یخبندان است و او برای حفظ موجودات، گیاهان، جانوران و انسان‌ها، نژاده‌ها را در بنایی مستحکم به نام ورجمکرد گردآورد. به این سرما و بوران ملکوسان می‌گویند.

💡 ذیل هر یک از طبقات فوق، چندین دسته‌‌ی اجتماعی دیگر قرار داشته و هر یک از این دسته‌ها جایگاه و منصب مختص به خود را داشته‌اند و جابه‌جایی میان آن‌ها نیز ناممکن بوده‌است. به عنوان نمونه، دسته بزرگان (وَزُرگان) متشکل از افراد نژاده‌ای بود که مناصب مهم اداری را در دست داشتند و وزرا از میان این دسته برگزیده می‌شدند.

💡 جمهور، همسری هوشمند و نژاده(با اصل و نَسَب) داشت که این همسر برای او پسری به دنیا آورد که نامش را گو نهادند.

💡 یعنی از افزایش نسل این جوانان نژاده و رشید، جمعیت «کُرد» پدید آمد. فردوسی از زبان کاوه آهنگر هنگام قیامش علیه ضحاک می‌گوید:

💡 برخی از صفات رستم، پهلوان بی بدیل شاهنامه را برشمردیم. همان صفات و خصوصیاتی که نمونهٔ آن را امروزه در مردم نژاده و اصیل سیستان می‌بینیم سیستانی با نام بلند و دغدغه‌های رستم گونه اش.

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز